حكيم ابوالقاسم فردوسى
53
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
و بسيار باهوش و فرهنگ بود . « 1 » از گاهِ درگذشت سيامك ، گيومرت ، اين يادگار او را در كنار خود ، همچون پسر خود بپرورانيده بود . چون گيومرت آهنگ جنگ بكرد ، هوشنگ را به نزد خود فراخواند و او را از آنچه مىخواست بكند آگاه ساخت و گفت : اينك من لشگرى فراهم خواهم آوردن و بر تو است كه پيش رو سپاه باشى چه من رفتنىام و شاهى بر تو مىماند . پس آنگاه سپاهى از پريان و درّندگانى چون شير و پلنگ و گرگ و ببر و نيز مرغان فراهم آورد و هوشنگ در پيش سپاه و گيومرت در
--> ( 1 ) - در مورد نام هوشنگ چند عقيده وجود دارد . يكى نظر حكيم فردوسى است كه در همينجا آمده است و برخى از مورخان اسلامى نيز بدان معتقدند و آن اين كه نام هوشنگ برگرفته از دو جزء هوش هنگ است كه روى هم به معناى دارندهء دانايى بسيار است . نيز ر . ك . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 9 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 76 . مستوفى بر آن است كه نام اصلى او « بوم شاه » بوده است و به سبب دانايى بسيارش هوشهنگ Hhang ناميده شد . همان ، همان صفحه . ليكن در اوستا اين نام به صورت هئوشينگهه Haoiyangha آمده است . يوستى بر آن است كه اين كلمه از ريشه شى si مشتق است كه به معنى سكونت كردن مىباشد و اين نام به معناى بخشندهء جايگاه و اماكن خوب يا كسى كه منازل خوب فراهم مىسازد ، مىباشد . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 179 صفا ، حماسهسرايى ، ص 415 و 412 . چنان كه ملاحظه مىشود ، اين معنى مىتواند با « بوم شاه » كه توسط مستوفى ذكر شده است ، نوعى نزديكى داشته باشد . اما در باب نسب هوشنگ نيز روايات متفاوتى وجود دارد چنان كه بيشتر روايات هوشنگ را پسر فرْوَاك Frawk ( فرواگ ، افرواك ، افراواك ، فراوك ، فروال ) پسر سيامك پسر ميشى پسر گيومرت دانستهاند . ر . ك . دادگى ، بندهش ، ص 149 126 . Justi , ischesNamenbuch , P طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 99 مسعودى ، مروج الذهب ، ، ج 1 ، ص 217 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 20 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 36 مجمل التواريخ و القصص ، ص 24 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 133 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 76 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 10 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 174 . روايات متفاوت ديگرى نيز وجود دارند : بلعمى از قول بهرام موبد در خداىنامه مىنويسد كه هوشنگ پسر مشى و مشيانه بود . تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 126 . نويرى 3 روايت در اين باره ذكر كرده كه در دو تاى آنها مىنويسد : 1 - هوشنگ برادر گيومرت بود . 2 - هوشنگ پسر پيشداد پسر گيومرت بود . نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 147 . نيز برخى او را پسر مهلاييل ( مهابيل ) از فرزندان حضرت آدم ( ع ) دانستهاند . ر . ك . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 111 و 100 بلعمى ، همان ، ج 1 ، ص 128 مجمل التواريخ و القصص ، ص 24 . و در بعضى روايات نيز وى پسر آدم ( ع ) و يا به روايت هشام كلبى ، پسر عامر از فرزندان سام بن نوح ( ع ) شمرده شده است . ر . ك . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 99 . تنها در روايات اندكى هوشنگ را پسر سيامك دانستهاند . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 40 مستوفى ، همان ، ص 76 دساتير ، ص 82 . بيشتر اين منابع نيز نظر به گفتار حكيم فردوسى در شاهنامه داشتهاند .